تبليغاتX
دل نوشته‌هاي بيتا
زمان آن فرا رسيده كه بداني براي يافتن آن چه كه هميشه آرزومند آن بوده‌اي هيچ وقت دير نيست



چرا دير كردم؟؟

تولد آدي جونم كه 8 خرداد بوده مبارك باشه... چون از اونموقع تا حالا آپ نكرده بودم گفتم يادآوري كنم.

نيلو جون و دل‌آرام جون تولدتون مبارك، تولد داداش كوچيكم، اميرعلي هم مبارك باشه، بابا چقدر 24 خردادي داريم...

تعجب نكردين چرا پيدام نيست، باور كنين اون دوتا پست مربوط به چاقي هم براي اين بود كه اصلا حوصله نوشتن تو وبلاگ خودمو نداشتم ولي وبلاگ پسرا رو مطابق هر شنبه آپ كردم.

خيلي از دوستان پرسيده بودن ماجراي تولد به كجا كشيده شد و بالاخره ناصر بهم چي داد، خوب منم بخاطر همين حوصله نداشتم چون همسر گرامي عين پارسال دست خالي اومد خونه و بازم بهانه آورد، حالا پارسال يه لپ‌لپ دستش بود، امسال كه اونم برام نگرفته بود،‌ دريغ از يه شاخه گل، تازه به پيشنهاد خودم رفتيم شام بيرون، ميگفت اينم كادوت، همچين ......

حيف از من كه از ماه‌ها قبل دارم برنامه‌ريزي ميكنم چه جوري سوم مرداد سورپرايزش كنم، شيطونه ميگه ....

دوم خرداد با شور و شوق وصف ناپذيري از خواب پاشدم، البته با تلفن دوست عزيزم فِري جون بعد از اونم همينطور سيل تبريكات بود كه با تلفن سرازير ميشد، ناهار نوشين خواهرم اومد كه برام تو پاكت پول گذاشته بود، بعداز ظهر هم زنعموم كادومو داد (يه بلوز خوشگل با يه ظرف براي ماكروفر)، بعداز ظهر به ناصر زنگ زدم پيشنهاد شامو دادم، وقتي زنگ زد گفتم حتما دستش پره، ولي با كمال تأسف ديدم هيچي دستش نيست و حاضر شديم رفتيم بيرون، اول يه كم بچه‌ها بازي كردن و بعد هم شام خورديم.

باورتون ميشه همش فكر ميكردم ميخواد كادوشو سر شام بهم بده، خلاصه كلي خيط شدم و از همون بعد از شام اخمام رفت تو هم، البته سعي كردم جلوي داداش بزرگم رضا كه كلي راه كوبيده بود تا بياد كادوي تولد منو بده (يه كيف پول چرمي خوشگل با يه جاسوئيچي چرم) چيزي بروز ندم كه آخرشم فهميد و گفت عيبي نداره تو بروش نيار و اين حرفا.....

ديگه آخر شب طوري شد كه بهش گفتم ناصر خيلي بي‌معرفتي تو خوب ميدونستي كه حتي با يه شاخه گلم به راحتي ميتوني منو خوشحال كني، حتي چن روز پيش بهت گفتم چقدر از كيكاي شيريني فروشي لادن تو سعادت آباد دلم ميخواد، يعني نميتونستي يه كيك دستت بگيري، ميدونين چكار كرد؟ طبق معمول يه لبخند ژوكوند تحويلم داد و رفت خوابيد، به همين راحتي. تا صبح نخوابيدم، چشامو كه باز كردم شروع كردم مسيج دادن و هرچي دلم خواست نوشتم براش، دريغ از يه جواب...

ديگه حالم از لبخنداي ژوكوند بهم ميخوره،‌ باور ميكنين از تابلوشم خيلي بدم مياد، آخه خونسردي تا چه حد، وقتي تو ميدوني طرفت چقدر روي مراسماي خاص حساسيت داره، چرا انقدر راحت از كنار همه چي رد ميشي. انقدر تو مورد لطف قرار بگيري از طرف دوستان و فاميل، اونوقت همسرت انگار نه انگار،‌ حتي شايد باورتون نشه ولي تلفني كه خيلي خيلي خوشحالم كرد، فريده پرستار بچه‌هام بود كه روز تولدم يادش مونده بود،‌ كلي ازش تشكر كردم.

خلاصه اين موضوع تا چن هفته خيلي شوكه‌م كرده بود، هنوزم يادم نرفته ولي چه فايده...

تعطيلات 14 و 15 رو هم كه تو وبلاگ پسرا توضيح دادم، ميرسيم به 17 خرداد كه با تفنگداراي ديگه رفتيم خونه ديدن دوستمون اِسي، خيلي همه چيز باحال بود، ميدونين خونه عروس رفتن خيلي كيف ميده، بهمن سال گذشته هم كه رفتيم خونه ماني همين حسو داشتيم، يه خونه نو با اسباب و وسائل نو، همه چي خوشگل و قشنگ با هارموني فوق‌العاده... اميدوارم كه خوشبخت بشن..

15 خرداد صبح هم پدر شوهر و مادرشوهرمو روونه مكه كرديم، هنوزم فرصت نكردم برم خونه‌شون تا ببينم چه خبره، فقط انقدر ميدونم كه مادرشوهرم كلي غذا پخته بود و براي برادر شوهر كوچيكه و خواهرشوهرم گذاشته بود، البته تلفني جوياي احوالشون هستم، الانم منتظرم ببينم ناصر كي از مأموريت برميگرده تا بريم خونشون.

تعجب كردين نه؟؟؟ آره ديگه بالاخره اولين مأموريت ناصر جور شد اونم به كرمان، فقط بديه كار اين شركت اينه كه مأموريتا با اتوبوس انجام ميشه، بيچاره ناصر سه‌شنبه ساعت 5/6 بعدازظهر حركت كرده و ساعت 5/8 صبح چهارشنبه رسيده كرمان، الانم كه ساعت 6 بعدازظهره تقريبا 5/2 ساعته كه از كرمان راه افتاده و طرفاي 5 صبح تهرانه.

راستشو بخواين خيلي اين سه روز بهم سخت نگذشت چون مامانم و نوشين تنهام نذاشتن، يعني سه‌شنبه شب كه پيشم موندن و تا نيمه شب در حال حرف زدن و خنديدن بوديم، فقط براي مهد رفتن بچه‌ها مجبور شدم زود پاشم و حاضرشون كنم كه به سرويسشون سپرده بوديم بياد دنبالشون و ساعت 8 صبح رفتن مهد، بعد از اونم مامانو براي ترميم تاتوي ابروش بردم كه خيلي از نتيجه‌ش راضيم، بعدش اومديم خونه و سفارش ناهار داديم و ساعت 5/3 بعدازظهر نوشين مامانو برد خونشون، كه متأسفانه از ديشب تا حالا مامان مسموم شده و نصف شب مجبور شده با شوهر خواهرم بره درمانگاه و سرم بزنه... شكر خدا الان حالش بهتره..

مامان تا يكشنبه مهمون نوشينه تا جاي زخمش خوب شه، آخه باباي من از اين كارا خيلي بدش مياد و اوندفه هم متوجه نشده. حالا خبر نداره دختراش چه كارا كه نميكنن و مادره رو از راه بدر نميكنن....

براي يكشنبه هم با نوشين وقت رنگ و مش گرفتيم، چون اين هفته سرم خيلي شلوغه، و تمام فك و فاميلاي ناصرو قراره ببينم، گفتم يه حالي به خودم داده باشم، حتي از تبريز هم مهمون دارن چون مامانشينا چهارشنبه صبح تهرانن...

البته قبلش بايد برم تو قالب عروس نمونه و كلي به خونه زندگيه مادرشوهر صفا بدم و غذا بپزمو ديگه چه كنيمممممممم

جمعه هم كه بطور رسمي فاميلا رو دعوت كردن خونشون، فقط از خدا بخواين بهم صبر بده، چون همين الانم كه دارم مينويسم صد دفعه اين دوتا وروجك دعواشون شده، سر همه چي، خدا كنه ديگه اونجا آبرومونو نبرن، هرچند اميدي نيست....

راستي هنوز كادوي تولد خودمو از دوستام نگرفتم، قراره بريم خونه آدي اينا و تولد من و اون خونه آدي برگزار بشه، آخ جون شام افتاديم ...... (چه شكمو)

امروزم با بيتا صحبت كردم و ميگفت ايليا هم خوبه و از عكسائي كه تو وبلاگ پسرا گذاشته بودم خوشش اومده بود، يه سايتي رو بهم معرفي كرد كه تو پيونداش گذاشته ميتونين سر بزنين، ميگفت خيلي مفيده، پرفسور سلطان‌زاده.....

از همه دوستاني كه لطف ميكنن و برام كامنت ميذارن ممنونم سعي كردم هميشه پاسخگوي محبتاتون باشم، نميدونم تا چه حد موفق شدم، از نيلو جونم هم ممنونم كه برام ايميل فرستاده بود و عكسشو ديدم، خانومي خيلي خوش‌تيپي بنظرم از اون عكس وبلاگت خيلي بهتري، پس شكسته نفسي نكن، از بهانه جونم هم بخاطر ايميلش ممنونم..

راستي روژين جون خبري ازت نيست، پرستار پيدا كردي يا نه، باهام تماس بگير...


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 18:31 توسط بيتا |


ادامه مبحث چاقي

ادامه از پست قبلي:

گفته شد كه يكي از عوامل اصلي چاقي، استفاده از كربوهيدراتهاي گروه بد ميباشد از قبيل:

سيب زميني، آرد سفيد، شيريني‌جات، قند و شكر، نوشابه‌ها، آشاميدني‌هاي قنددار و آبجو كه همه اينها با داشتن نشاسته بسيار بالا، گلوكز خون را بطور وحشتناك بالا برده و در نتيجه انسولين زيادي به خون ترشح ميشود. پس سعي كنيم كربوهيدراتهاي خوبي را مصرف كنيم كه گليكمي ايندكس GI آنها پائينتر از 50 است. جدول ذيل را بخوبي بخاطر بسپاريد:

گليكمي ايندكس محاسبه شده براي مواد غذايي انتخابي مورد نياز روزانه

مواد غذايي

GI

مواد غذايي

GI

گلوكز (رفرنس)

100

موز

60

مالتوز آبجو

110

اسپاگتي از آرد سبوس‌دار

50

خرما

103

نخودفرنگي كنسروي

50

سيب‌زميني سرخ شده

95

برنج سبوس‌دار

50

چيپس

95

نان سبوس‌دار

50

عسل

85

انگور

40

نان با آرد سفيد

85

نخودفرنگي تازه

40

هويج پخته

85

نان با آرد جو دوسر

40

ذرت پاپ كورن

85

لوبيا قرمز

40

پلو

85

انجير خشك

35

فرني

85

زردآلو خشك

35

هندوانه

75

هويج خام

30

كدو حلوايي

75

لبنيات

30

سيب‌زميني آب پز

70

نخود

30

قند و شكر

70

انواع ميوه تازه

30

باگت و نان تست

70

لوبيا سبز تازه

30

انواع شكلات

70

گوجه فرنگي

15

انواع شيريني

70

سير و پياز

15

اسپاگتي از آرد سفيد

70

كدو سبز

15

كشمش

65

سبزيجات

15

مرباجات

65

بادام و فندق و گردو

15

خربزه

65

سويا

15

مصرف موارد قرمز شده، خطرناك است.

 دوستان هركاري ميكنم جدول مهمي كه حدود ۵ صفحه هست، اينجا درج نميشه، براي همين نتيجه‌گيريشو براتون مينويسم:

طبق جدول بالا، از خوردن مواد غذائي مثل:

غذاهاي آماده، سوسيس، پيتزا، سيب‌زميني سرخ‌كرده، خلال سيب‌زميني، همبرگر، شيركاكائو، بستني، مارگارين، كوكاكولا، آبجو، آب‌ميوه آماده، چيپس ذرت، پف‌فيل، پشمك، چيپس سيب‌زميني، كمپوت ميوه، سس مايونز، روغن نارگيل، شيريني قندي، نان قندي، قند و شكر، مربا

بپرهيزيم و سعي كنيم تا اونجائيكه ميتونيم خيلي خيلي كم به سراغ اين مواد بريم.

در خوردن مواد غذائي مثل:

كيوي، انبه، انگور، هندوانه، خربزه، آناناس، زردآلو،‌ موز، خانواده كلم، كدو زرد، لبو، نخودفرنگي، خيارترشي، هويج پخته، تخم مرغ، فيله گاو، بوقلمون، فيله گوساله، شنيسل گوساله، سيب‌زميني آب‌پز، گوشت كوبيده گاو، برنج، سرشير، عسل، كره، ماست ميوه‌اي، پنير چرب، ذرت، كشمش، بادام زميني بوداده، خرماي خشك، آب پرتقال، آب سيب، آب‌ميوه طبيعي، روغن سويا، كاكائو، سس گوجه فرنگي، روغن آفتابگردان، شيريني كره‌اي

احتياط پيشه كنيم و از حد و اندازه خارج نشويم، بقيه موارد هم مشكلي ندارند.

توصيه مي‌شود شام نخوريد،‌ بجاي آن عصرانه، پنير و سبزي و گردو بخوريد. شب هم مي‌توانيد ميوه‌جات و سالاد بخوريد چرا كه اينها انسولين طلب نيستند. در ضمن نوشيدن روزانه 8 ليوان آب را فراموش نكنيد تا سالم و سرحال و لاغر شويد.

 

اندازه‌گيري چاقي با (بي.ام.آي) در بزرگسالان:

B.M.I يا بادي ماس ايندكس (Body-Mass-Index) عدد سلامتي هر فرد است كه بصورت زير محاسبه مي‌شود:

B.M.I = نسبت وزن (كيلوگرم) به حاصلضرب قد در قد (متر)

بعنوان مثال محاسبه اين عدد براي فردي با وزن 65 كيلوگرم و قد ۱۷۰ سانتيمتر بصورت زير است:

B.M.I = 65 تقسيم بر 70/1 x  70/1= 5/22

اين عدد نشان ميدهد كه وزن ايده‌آل بوده و شخص چاق نيست.

لاغر B.M.I<۱۹=  

ايده‌آل ۱۹<B.M.I<۲۵=

نسبتاً چاق 25<B.M.I<۳۰=

خيلي چاق B.M.I>۳۰=


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 17:4 توسط بيتا |


مبارزه با چاقي

دوستاي خوبم حتي اگه حوصله نداشتين اين پستو بخونين، حتما به جداول آخر پست بعدي دقت كنين. مطمئن باشين كلي به معلومات غذائيتون اضافه ميشه.

معجزه علم تغذيه در حل مسئله چاقي نوشته: پروفسور دكتر منوچهر جعفريان (دانشمند علم تغذيه و فيزيولوژيست از كشور سوئيس)

نجات از چاقي براي هميشه با متد پروفسور جعفريان

شعار جديد لاغر شدن با متد جديد در قرن جديد: خوب و سير غذا بخوريد تا لاغر شويد

-          اين متد جديد لاغري در نتيجه تحقيقات و زحمات دانشمندان علم تغذيه كشف شده و آخرين و راحتترين متد لاغري در جهان بشمار ميره.

-          اين متد جديد يك معجزه واقعيه و با هيچيك از متد و رژيم‌هاي لاغري ديگه قابل مقايسه نيست.

-          اين متد جديد لاغري كالري شماري رو رد ميكنه. شما ميتونين بدون تحمل رنج گرسنگي لاغر بشين و وزن ايده‌آل خودتونو براي هميشه حفظ كنين.

-          اين متد جديد لاغري هيچ هزينه و جنبه تجاري نداره.

دوستاي خوبم اين كتاب رو خواهرم امسال از نمايشگاه كتاب گرفته بود و خود پروفسور هم براش امضا كرده بود،‌ حتما ميشناسينش، كسانيكه اهل برنامه به خانه برميگرديم كانال 5 هستن حتما اين پروفسور رو تو اون برنامه ديدن.

من كه خودم با خوندن اين كتاب واقعا كلي به معلوماتم اضافه شد و فهميدم چطور ميتونم با مشكل قندي كه برام بوجود اومده مبارزه كنم، البته سعي ميكنم بطور خلاصه يه اشاره‌اي به مطالب كتاب بكنم كه مورد استفاده‌ شما عزيزان هم قرار بگيره.

تا بحال فكر كردين علت چاقي چيه؟؟؟ ما هممون بطور عاميانه فكر ميكنيم اگه چربي زياد يا مواد قندي زياد مصرف كنيم به چاقي برميخوريم، ولي علتشو نميدونيم.

شكي نيست كه هر انساني در هنگام تولد محكوم به مرگ است. چون هر فردي در هر سلول بدن، ژن مخصوص مرگ به نام (انكوژن) را با خود به دنيا مي‌آورد. اگر دو فاكتور ديگر نيز به آن اضافه شود،‌ در اين صورت ژن مذكور، فعال شده و بطور حتم ما دچار سرطان خواهيم شد. ولي خوشبختانه انكوژن در اكثر انسانها فعال نمي‌شود و چون روز به روز در علم تغذيه آگاهي و دانش كسب شده، مانع از آن ميشوند كه دو فاكتور زير در بدن آنها ايجاد شود:

1-       مواد غذائي سرطان‌زا به نام (كانسروژن)

2-       ضعيف بودن و يا نقص ايمني در بدن

وقتي دو فاكتور بالا به فاكتور اول يعني انكوژن اضافه شود، بدن دچار سرطان خواهد شد كه با يك سلول آغاز ميشود.

پيشگيري از سرطان:

سيستم ايمني خود را هر روز با مصرف ويتامين‌هاي معروف به آنتي اكسيدان‌ها قوي كنيم و از خوردن مواد سرطان‌زا در غذاها بپرهيزيم، موادي كه خود به خود بوجود نمي‌آيند بلكه خودمان آنها را ايجاد مي‌كنيم.

براي مثال مي‌توان از مواد سرطان‌زا، به (نيتروزامين‌ها) (كه اغلب بدليل كمبود ويتامين C سبب سرطان معده ميشوند)، مواد سرطان‌زاي (بنزپيورن) (كه در دود سيگار موجود بوده و از سرخ كردن طولاني مدت روغنها و يا به هنگام كباب كردن گوشت روي زغال بوجود مي‌آيد) و (آفلاتوكسين‌ها) كه در نان و يا مغز گردو و پسته كهنه كه از قارچهاي خاصي به نام (آسپرگيلوس پارازيتيكوس) توليد مي‌گردند، اشاره كرد.

 

ريشه اصلي چاقي در تركيباتي است كه غذاها را تشكيل ميدهند. غذاهاي ما مخلوطي از سه ماده انرژي‌زا (كربوهيدراتها، چربيها و پروتئينها) هستند. در اين ميان، دو ماده يعني چربيها و پروتئينها چاق كننده نيستند. ريشه اصلي چاقي در كربوهيدراتهاست كه به دو دسته‌اند:

1-       كربوهيدراتهاي خوب كه براي بدن ضروريند و چاق نمي‌كنند.

2-       كربوهيدراتهاي بد كه براي بدن اصلا ضروري نيستند و انسان را چاق مي‌كنند.

چاقي، عبارت است از زياد بودن بافت چربي نسبت به توده خالص بدن.

چاقي با اضافه وزن تفاوت دارد، افراديكه اضافه وزن دارند ممكن است چاق نباشند مثل ورزشكاران.

متأسفانه ترازو وسيله خوبي براي نشان دادن اضافه وزن چربيهاي بدن نيست. آب نيز دوسوم وزن بدن را تشكيل ميدهد كه نوسانات ميزان آب بدن روز وزن تأثيرگذارست و بخصوص قبل يا بعد از سيكل ماهانه خانمها ديده ميشود.

لاغر شدن نيز با كاهش وزن كاملا متفاوت است. لاغر شدن يعني سوزاندن چربيهاي اضافي درحاليكه كاهش وزن يعني از دست دادن آب بدن.

دوستان حالا ميخوايم بريم سر بحث اصلي كه چطوري چاق ميشيم و چي بخوريم و چي نخوريم:

ما روزانه در معرض استرس قرار ميگيريم، بويژه وقتيكه كارهاي بدني يا فكري انجام ميدهيم، سبب ترشح هورمونهاي استرس مي‌شويم. حدود 10 هورمون معروف به هورمونهاي استرس فورا به هنگام اضطراب به خون ميريزند و با باز كردن خزانه‌هاي ذخيره چربيها (آدي پوسيتها) تري گليسيريدهاي محتوي آن جايگاه‌ها را آزاد كرده و وارد خون ميكنند و بدين وسيله انرژي لازم بدن را تهيه ميكنند.

استرس‌هايي كه در بدن توليد ميشوند اگر كوتاه مدت باشند هيچگونه ضرري به بدن نمي‌رسانند و مفيدند. ولي اگر ما دائما در معرض استرس قرار بگيريم در بلند مدت به سلامتيمان ضرر رسانده و امراض مختلفي همچون سكته‌ها، ديابت، افزايش فشار خون و ..... را بوجود مي‌آورد.

تغييرات هورموني و استرس مداوم و بالا رفتن چربيها و ازدياد غلظت خون تأثير منفي روي وزن انسان ميگذارد و در اثر ترشح زياد انسولين، سبب چاقي ميشود.

اگر خواب خود را زياد كنيم و بجاي شام خوردن، ديروقت عصرانه بخوريم، سبب ترشح انسولين نمي‌شويم بشرط آنكه در هنگام عصرانه بهمراه غذاها از كربوهيدراتهاي خوب استفاده كنيم. كربوهيدراتهاي خوب با گليكمي ايندكس (GI) خيلي پائين سبب ترشح انسولين چاق كننده نمي‌شوند.

نتيجه اينكه چاقي بدليل مصرف غذاهاي پركالري نيست كه بايد از برنامه غذائي حذف شود، بلكه علت واقعي چاقي تركيبات موجود در غذاهاست. يعني اين گلوكز يا قند موجود در تركيبات است كه موجب اضافه وزن ميگردد. مسئول كنترل گلوكز همان هورمون انسولين است كه توسط لوزالمعده در خون ترشح ميشود.

انسولين به اين صورت عمل ميكند كه قندهاي اضافي را از خون خارج كرده يا براي سوختن تحويل سلولها ميدهد و يا در كبد و ماهيچه‌ها ذخيره ميكند. ذخيره قند اضافي در كبد و ماهيچه‌ها كه گليكوژن نام دارد بصورت موقتي بوده و بهنگام لزوم مجددا از كبد و ماهيچه‌ها گرفته ميشود. اين كار نيز توسط هورمون ديگر پانكراس به نام گلوكاگون انجام ميشود. اين هورمون هنگاميكه قند خون به حداقل ميزان رسيد، قندهاي ذخيره شده را از گليكوژن كبد و ماهيچه‌ها آزاد كرده و به خون ميرساند و قند خون پائين آمده را دوباره به حد نرمال افزايش ميدهد.

واقعيت اصلي مكانيسم چاقي مربوط به فيزيولوژي بدن بوده و آن بر دو محور هورموني و ژنتيكي استوار است كه با مسئوليت غدد پانكراس و يا لوزالمعده صورت گرفته و نقش عمده‌اي در چاقي يا لاغري ايفا ميكند. بايد اذعان داشت كه ما با خوردن غذاهاي گوناگون و در اثر عدم آگاهي، هميشه اين غدد حساس را تحريك كرده و باعث ترشح دو هورمون متضاد انسولين و گلوكاگون به خون مي‌شويم.

تنها راه براي رسيدن به وزن ايده‌آل، برقرار كردن تعادل هورموني از طريق تغذيه مي‌باشد.

نقش انسولين در چاقي

عمل انسولين در بدن در درجه اول، پاك كردن قند خون اضافي در عروق ميباشد. انسولين مولكولهاي قند را به سلولهاي بدن هدايت كرده تا در آنجا بتوانند انرژي لازم را توليد كنند و حدود 100 گرم قند مورد نياز در هر 24 ساعت را به مغز و سلولهاي عصبي برسانند. در ضمن قندهاي اضافي را در كبد و ماهيچه‌ها بصورت گليكوژن و بطور مرتب در اين اعضا ذخيره كرده تا در هنگام تحرك و ورزش كه سطح قند خون پائين ميرود، با ترشح هورمون ديگري بنام گلوكاگون سبب آزاد شدن گلوكز از گليكوژن امانتي به خون گردد.

حال اگر انسان به خوردن نوشابه‌ها، شيريني‌جات و مواد غذائي كه حاوي قند بالائي هستند ادامه دهد، ديگر به جايي ميرسد كه سلولها از قند اشباع شده و در اين صورت سلولها دريچه‌هاي ورود قند را ميبندند و اين دريچه‌ها همان رسپتورهايي هستند كه با بسته شدن آنها، انسولين، قندهاي اضافي را به چربي تبديل ميكند و تبع آن چربيها را بسوي سلولهاي چربي فرستاده و سعي ميكند كه هيچ مولكول چربي (تري گليسيريدها) از جايگاه خود خارج نشوند. اين نگهباني انسولين تا زماني ادامه پيدا ميكند كه سطح اضافي انسولين در خون (بشرط عدم ترشح انسولين جديد) بطور كلي تمام شود. در اين حالت كه ديگر انسوليني وجود ندارد هورمون گلوكاگون از پانكراس به خون ريخته و چون برعكس انسولين عمل ميكند، چربيهاي گروگان شده را از سلولهاي چربي آزاد ميكند، درنتيجه اين عمل انسولين است كه انسان را چاق ميكند و چربيها هيچگونه نقشي در چاق شدن انسان ندارند.

 ادامه مطلب كه خيلي هم مهمه تو پست بعدي


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 16:36 توسط بيتا |